غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
582
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و اكابر سمرقند چون خواجه عصام الدين و خواجه عبد القادر و خواجه عبد الاول و قاضى صلاح الدين و اولاد شيخزاده ساغرجى آن بلده را مضبوط ساخته بودند و دل بر محاصره نهاده شيخ نور الدين بقدم ياس و حرمان مراجعت نموده بترمد رفت و حاكم حصار ميرزا محمد - جهانگير را بدمدمه و فسون به خود ملحق گردانيد و امير و قادر را بقتل رسانيد و حضرت خاقان سعيد خبر طغيان امير شيخ نور الدين شنوده ميرز بايسنقر را بحكومت هراة باز داشته در چهاردهم محرم الحرام سنهء 813 بجانب ماوراء النهر نهضت فرمود و بعد از طى منازل و مراحل بگذر كلف رسيده ميرزا الغ بيك گوركان كه در آن مقام انتظار وصول موكب همايون مىكشيد بسعادت دستبوس مشرف گرديد و در روز جمعه 17 صفر اعلام ظفر پيكر از جيحون عبور نموده ميرزا ميرك احمد و امير شاه ملك نيز باردوى اعلى ملحق شدند و امير شيخ نور الدين بقدم جسارت پيش آمده در حوالى قزل رباط و آب بام در برابر خاقان گردون احتشام صفآراى گشت و در آن حين نسبت بامير مبشر بد گمان شده كارش آخر ساخت آنگاه دلاوران هردو لشگر دست بشمشير و تير و خنجر بردند و آغاز كروفر نمودند و بعنايت مالك الملك اكبر نسيم فتح و ظفر بر پرچم علم خاقان دادگر وزيده امير شيخ نور الدين پاى در وادى نهاد و اين فتح در روز شنبه نهم ماه ربيع الاول سال مذكور روى نمود و دوشنبه يازدهم ماه مذكور همان چتر همايون فال در دار السلطنه سمرقند بال اقبال بگشود و حضرت خاقان سعيد اكابر آن بلده را كه در ضبط شهر غايت اهتمام بجاى آورده بودند منظور نظر مراحم و عواطف گردانيد و امير شاه ملك را با لشگرى جرار از عقب امير شيخ نور الدين بانزار فرستاده بنفس نفيس عازم مستقر سرير جاه و جلال شده در اوايل ربيع الاخر در دار السلطنهء هراة نزول اجلال و حلول عز و اقبال فرمود و همدرين سال مدرسه و خانقاهى را كه در درون بلده فاخره هراة بمحاذى قلعه اختيار الدين واقعست بنا كرد و باندك زمانى در غايت تكلف و زيبائى آنعمارت باتمام رسيد و همدران اوان باغ سفيد را كه در ميان شرق و شمال هراة واقعست طرح انداخت و در اوايل سنه اربع و عشر و ثمانمائه ميرزا عمر شيخ بن ميرزا پير محمد بن ميرزا عمر شيخ از جانب عراق رسيده در سلك ساير شاهزادگان عظام انتظام يافت بعد از آن از جانب ماوراء النهر خبر آمد كه امير شاه ملك از تركستان باونچه فراوان بسمرقند مراجعت نموده اما امير شيخ نور الدين از حاكم مغولستان محمد خان مدد طلبيده و ميان ميرزا الغ بيك و امير شاه ملك اندك نقارى واقع شده و امير مشار اليه كرت ديگر جهة دفع شيخ متوجه كردستان گرديده و معلوم نيست كه حال بكجا منجر خواهد شد بنابراين مقدمات خاقان خجسته صفات دغدغه بخاطر دريا مقاطر راه داده باز بجانب ماوراء النهر روان شد و پس از قطع منازل و مسالك در 21 جمادى الاولى سال مذكور از آب آمويه عبور فرمود و عنان يكران تا موضع قشقا بازنكشيد و در آن مقام ميرزا الغ بيك گوركان و اشراف و اعيان سمرقند شرف بساط بوسى دريافته بنوازش و عواطف سرافراز و مفتخر گشتند و منزل كان كل معسكر پادشاه عادل شده بعد از چند روز امير شاه